دکتر حمید مطوری
برای افزودن این اثر به کتابخانه خود یا دریافت هدیهای که دوستانتان ارسال کردهاند، وارد شوید.
📣 ارسال سریع به دوستان:
🎁 آیا این اثر را هدیه گرفتهاید؟
شماره موبایل دوستان خود را وارد کنید (هر خط یک شماره). لینک اختصاصی دسترسی برای آنها پیامک خواهد شد.
این کتاب را نوشتم چون معتقدم ما در درکِ حسرت دچار سوءتفاهمی تاریخی شدهایم. ما حسرت را به مثابهی یک سم، یک اختلال یا یک ضعف شخصیتی میبینیم که باید دور ریخته شود. اما اگر به شما بگویم که این درد، این تیر کشیدنِ قلب وقتی به یادِ راههای نرفته میافتید، در واقع صدایِ بلندِ سیستمِ تکاملیِ شماست که فریاد میزند «تو هنوز زندهای و هنوز میتوانی ببینی» چه؟ اگر حسرت، نه نشانهی شکست، بلکه نشانهی پیچیدگیِ باشکوهِ مغزِ انسان باشد چه؟
در این صفحات، قرار است سفری را آغاز کنیم که شاید ترسناک باشد. قرار است به زیرزمینِ ذهن برویم؛ جایی که صندوقچههایی با برچسبِ «ای کاش» رویهم انباشته شدهاند. ما قرار نیست این صندوقها را بسوزانیم، بلکه قرار است آنها را باز کنیم. چون حقیقتِ تکاندهنده این است: ما توسط زندگیهایی که نزیستهایم، به اندازهی زندگیای که زیستهایم، تعریف میشویم. حفرههای خالیِ وجودمان، همانقدر فرمدهندهاند که بخشهای پُر. مجسمهساز وقتی سنگی را میتراشد، با «حذف کردن» به اثر هنری شکل میدهد. راههایی که نرفتید، تراشههایی هستند که از بدنهی سرنوشت شما جدا شدهاند تا «شما»ی کنونی شکل بگیرد. پذیرفتن این موضوع، دردناک است، اما رهاییبخش نیز هست.
کد تایید *
برای ادامه مطالعه یا پخش محتوای محافظتشده، دوباره آنلاین شوید.