📚 کتابخانه دکتر مطوری
0
Background
Cover

هندسه واقعیت

دکتر حمید مطوری

🔥
تا کنون 19 نفر دسترسی به این آگاهی را هدیه داده‌اند.

🎁 دسترسی به اثر یا دریافت هدیه

برای افزودن این اثر به کتابخانه خود یا دریافت هدیه‌ای که دوستانتان ارسال کرده‌اند، وارد شوید.

📣 ارسال سریع به دوستان:

🎁 آیا این اثر را هدیه گرفته‌اید؟

ورود با موبایل
برای پیوستن به کمپین #زنجیره_آگاهی و دریافت نشان‌های ویژه، ابتدا وارد حساب خود شوید.
بهاء آگاهی:
تومان270.000

معرفی اثر

پیش‌گفتار و مقدمه: بیداری در میدان مینی به وسعت جهان

شما در بازی هستید.

این جمله، یک استعاره نیست. یک شعار انگیزشی برای روی دیوار اتاق‌تان نیست. این عریان‌ترین، ترسناک‌ترین و در عین حال رهایی‌بخش‌ترین حقیقتی است که می‌توانید در مورد هستی خود بپذیرید. از لحظه‌ای که صبحگاه، با صدای زنگ ساعت بیدار می‌شوید و تصمیم می‌گیرید پنج دقیقه بیشتر بخوابید، تا لحظه‌ای که در ترافیک سنگین بزرگراه، لاین خود را عوض می‌کنید؛ از آن ثانیه‌ی نفس‌گیر که در یک جلسه کاری تصمیم می‌گیرید سکوت کنید یا فریاد بزنید، تا شب‌هنگام که در سکوت خانه، به همسرتان لبخند می‌زنید یا رویتان را برمی‌گردانید؛ شما در حال حرکت دادن مهره‌ها روی صفحه‌ای نامرئی هستید. صفحه‌ای که قوانینش را نمی‌دانید، حریفانش را به درستی نمی‌شناسید و بدتر از همه، اغلب حتی نمی‌دانید که نوبت حرکت با شماست.

ما انسان‌ها عادت کرده‌ایم زندگی را مجموعه‌ای از اتفاقات تصادفی، سرنوشت محتوم، یا نتیجه‌ی احساسات کور بدانیم. وقتی در رابطه‌ای شکست می‌خوریم، آن را به گردن «بدشانسی» یا «بی‌وفایی» می‌اندازیم. وقتی در کسب‌وکارمان ورشکست می‌شویم، از «بی‌رحمی بازار» می‌نالیم. وقتی سیاستمداران جهان را به لبه‌ی پرتگاه جنگ می‌برند، آن را «جنون قدرت» می‌نامیم. اما اگر به شما بگویم که تمام این آشوب ظاهری، تمام این اشک‌ها و لبخندها، تمام این جنگ‌ها و صلح‌ها، از یک منطق ریاضیاتی سرد، دقیق و آهنین پیروی می‌کنند چه؟ اگر به شما بگویم که در پس‌زمینه تمام تعاملات انسانی، یک الگوریتم پنهان وجود دارد که برنده و بازنده را تعیین می‌کند، آیا باز هم به زندگی به چشم یک سفر تفریحی نگاه می‌کنید؟

کتابی که در دست دارید، یک کتاب ریاضیات نیست، هرچند که ریشه در دقیق‌ترین شاخه‌ی ریاضیات دارد. این کتاب، عینک جدیدی برای دیدن جهان است. نام علمی این عینک «نظریه بازی‌ها» (Game Theory) است، اما اجازه ندهید کلمه‌ی «بازی» شما را فریب دهد. متفکران بزرگی که این علم را بنا نهادند—نوابغی همچون جان فون نویمان که ذهنی سریع‌تر از کامپیوترهای زمان خود داشت، یا جان نش که مرز میان جنون و نبوغ را درنوردید—از کلمه‌ی «بازی» برای توصیف سرگرمی استفاده نکردند. برای آن‌ها، «بازی» یعنی هر موقعیتی که در آن سرنوشت شما، تنها به تصمیم خودتان وابسته نیست، بلکه به تصمیمات دیگران نیز گره خورده است.

خوب به این تعریف فکر کنید. آیا لحظه‌ای در زندگی‌تان وجود دارد که مشمول این تعریف نشود؟ وقتی رانندگی می‌کنید، امنیت شما فقط به مهارت خودتان بستگی ندارد، بلکه به این بستگی دارد که راننده‌ی مستِ لاینِ روبرو تصمیم بگیرد فرمان را بچرخاند یا نه. وقتی کالایی می‌خرید، قیمت آن فقط تابع جیب شما نیست، بلکه تابع میلیون‌ها خریدار و فروشنده‌ی دیگر است که در یک رقص پیچیده، بازار را شکل داده‌اند. وقتی عاشق می‌شوید، خوشبختی شما در گروِ عمل متقابلِ قلبی دیگر است که کنترلی روی آن ندارید. موجوداتی اجتماعی هستیم و «اجتماعی بودن» در زبان علم، یعنی «گرفتار بودن در شبکه‌ای از بازی‌های استراتژیک». زندانیانِ تصمیماتِ یکدیگریم.

اما تراژدی بزرگ کجاست؟ تراژدی اینجاست که اکثر ما، این بازی را با چشمانی بسته انجام می‌دهیم. ما با «شهود» بازی می‌کنیم، با «احساس» تصمیم می‌گیریم و با «امید» جلو می‌رویم. و در دنیایی که قوانین ریاضیاتی بر آن حاکم است، تکیه کردن صرف بر شهود، مثل رفتن به میدان جنگ با یک تفنگ آب‌باش است. شکست می‌خوریم چون ساختار بازی را نمی‌شناسیم. ما به آدم‌های اشتباه اعتماد می‌کنیم چون نمی‌دانیم در یک بازی «دوراهی زندانی» گیر افتاده‌ایم. ما در مذاکرات کاری امتیازات احمقانه می‌دهیم چون نمی‌فهمیم که در یک «بازی بزدل» هستیم. منابع طبیعی سیاره‌مان را نابود می‌کنیم، نه چون انسان‌های خبیثی هستیم، بلکه چون در دامِ «تراژدی مشترکات» گرفتار شده‌ایم و راه خروج از این ماتریس را بلد نیستیم.

نظریه بازی‌ها، علمِ «تحلیلِ استراتژیکِ تعاملات» است. این علم به ما می‌آموزد که چگونه لایه‌ی سطحیِ هر اتفاق را کنار بزنیم و اسکلت‌بندیِ منطقیِ زیر آن را ببینیم. این دانش به ما می‌گوید که انسان‌ها—چه قدیس باشند و چه جنایتکار—موجوداتی هستند که به دنبال «بیشینه‌سازی مطلوبیت» خود هستند. شاید این جمله به نظر خودخواهانه بیاید، اما صبر کنید. مطلوبیت برای یک مادر فداکار، سلامت فرزندش است و برای یک دلال بورس، سود مالی. هدف‌ها متفاوت است، اما مکانیسمِ رسیدن به هدف، از قوانین ثابتِ استراتژی پیروی می‌کند.

در طول قرن بیستم، این دانش عمدتاً در اتاق‌های دربسته‌ی پنتاگون برای طراحی استراتژی‌های جنگ هسته‌ای، یا در تالارهای بورس وال‌استریت برای بلعیدن رقبا استفاده می‌شد. آنجا، در آن اتاق‌های سرد و پر از دود سیگار، مردانی با کت‌وشلوارهای تیره، با استفاده از نظریه بازی‌ها محاسبه می‌کردند که اگر شوروی یک موشک شلیک کند، آیا منطقی است که آمریکا با ده موشک پاسخ دهد یا با سکوت؟ آن‌ها محاسبه می‌کردند که چگونه می‌توان با تهدید به نابودی کل جهان، صلح را حفظ کرد (مفهومی که به «تعادل وحشت» معروف شد). اما آن دوران گذشته است. امروز، ما می‌خواهیم این سلاح قدرتمند را از دست ژنرال‌ها و اقتصاددانان بگیریم و آن را به دست شما بدهیم. نه برای جنگ با کشورها، بلکه برای نبرد در زندگی روزمره.

چرا؟ چون زندگی شما کم‌اهمیت‌تر از جنگ سرد نیست. تصمیم شما برای ازدواج، استراتژی شما برای تربیت فرزند، نحوه‌ی تعامل شما با رئیستان، و حتی چگونگی برخورد شما با خودتان و وسوسه‌های درونی‌تان، همه و همه میدان‌های نبردی هستند که پیروزی در آن‌ها نیازمند استراتژی است. آیا تا به حال شده که بدانید کاری برایتان بد است (مثل سیگار کشیدن یا اهمال‌کاری) اما باز هم آن را انجام دهید؟ نظریه بازی‌ها توضیح می‌دهد که چرا «شماِ اکنون» و «شماِ آینده» دو بازیکنِ رقیب در یک بدن هستید که منافع متضاد دارید. تا زمانی که این تعارض را به عنوان یک «بازی» درک نکنید، هرگز نمی‌توانید بر خودتان مسلط شوید.

ما در این کتاب سفری حماسی را آغاز خواهیم کرد. ما از اعماق تاریخ تکامل شروع می‌کنیم، جایی که نخستین باکتری‌ها یاد گرفتند که همکاری کردن بهتر از خوردن یکدیگر است، و تا پیچیده‌ترین مذاکرات دیپلماتیک مدرن پیش خواهیم رفت. مفاهیم ترسناکی مثل «تعادل نش» را از روی تخته‌سیاه دانشگاه پایین می‌کشیم و نشان می‌دهیم که این مفهوم، درست همان چیزی است که باعث می‌شود شما و همسرتان در یک بحث تکراری و بی‌حاصل گیر کنید و هیچ‌کدام نتوانید کوتاه بیایید. نشان خواهیم داد که چرا «تهدید» اگر معتبر نباشد، تنها نشانه‌ی ضعف است و چگونه «سوختن کشتی‌ها» و بستن راه فرار، می‌تواند قدرتمندترین استراتژی برای پیروزی باشد.

اما هشدار می‌دهم: این کتاب ممکن است معصومیت نگاه شما را بگیرد. وقتی یاد می‌گیرید جهان را از دریچه‌ی نظریه بازی‌ها ببینید، دیگر نمی‌توانید برخی رفتارها را صرفاً «عاشقانه» یا «اخلاقی» ببینید؛ محاسبه‌ی پنهانِ پشتِ آن را خواهید دید. خواهید دید که بسیاری از فداکاری‌ها، نوعی سرمایه‌گذاری برای آینده هستند و بسیاری از خشم‌ها، نمایش‌هایی برای کسب امتیاز. این آگاهی، دردناک است، اما قدرتی بی‌نهایت به شما می‌بخشد. قدرتی که باعث می‌شود دیگر قربانی نباشید. دیگر مهره‌ای نباشید که دست‌های پنهانِ محیط و اطرافیان آن را جابجا می‌کنند. تبدیل به «بازیکن» می‌شوید. بازیکنی که قواعد را می‌داند، حرکات حریف را پیش‌بینی می‌کند و می‌تواند نتیجه‌ی بازی را تغییر دهد.

ما در این مسیر، داستان‌هایی واقعی روایت خواهیم کرد. داستان‌هایی از فرماندهانی که با تغییر قوانین بازی، لشکری ده برابر بزرگ‌تر را شکست دادند؛ از شرکت‌هایی که با درک درست از همکاری، انحصارها را شکستند؛ و از انسان‌های معمولی که با یک تغییر کوچک در استراتژی رفتاری، روابط فروپاشیده‌ی خود را نجات دادند. نظریه بازی‌ها را با روان‌شناسی، فلسفه و حتی ادبیات ترکیب خواهیم کرد، زیرا انسان ماشین نیست؛ انسان موجودی است پیچیده که گاهی عقلانیت را فدای احساس می‌کند و نظریه بازی‌های مدرن، حتی جایی برای این «غیرعقلانی بودن» هم باز کرده است.

سبک این کتاب، خطی نیست. لایه به لایه پایین می‌رویم. ابتدا ساختار تصمیم‌گیری فردی را می‌شکافیم، سپس به روابط دو نفره می‌رسیم، بعد وارد گروه‌ها و سازمان‌ها می‌شویم و در نهایت به بازی‌های کیهانی و وجودی می‌رسیم. هر فصل، قطعه‌ای از پازل است که وقتی کامل شود، تصویری شفاف از «هندسه واقعیت» به شما می‌دهد.

آماده باشید. آنچه پیش رو دارید، مجموعه‌ای از فرمول‌های خشک نیست. این داستانِ تلاشِ بی‌پایانِ انسان برای بقا، قدرت و عشق در جهانی است که منابعش محدود و خواسته‌هایش نامحدود است. این داستانِ تنهاییِ استراتژیکِ هر یک از ماست که سعی می‌کنیم در میانِ میلیاردها بازیکن دیگر، راه خود را پیدا کنیم. این کتاب، دعوتی است به بیداری. دعوتی به اینکه از جایگاه تماشاچی یا مهره‌ی قربانی برخیزید و پشت میز اصلی بنشینید. تاس‌ها در حال ریخته شدن هستند. کارت‌ها پخش شده‌اند. ساعت شنی برعکس شده است.

شطرنج نامرئی زندگی آغاز شده است. آیا آماده‌اید حرکت خود را انجام دهید؟

در حال چیدن کتاب‌ها...
کتابخانه دکتر مطوری
🎧
درحال پخش
00:00 00:00